یوهوووووووووووووووو من اومـــــدم...
یه خبر دارم واستون تــــپــــل....!!!
جــــــوجـــــوم داره عروس میشه .....!!!
و من مثله یک سیب زمینی درشت ( ! ) با خوشحالی تمام و نیشی تا به انتها باز
بهش گفتم "مبارکه عروس خانوم " !!!!
دیگه جماعت عذب اوقلی رو با متاهلین پرشور چه کار ؟؟؟؟؟؟!!!!
این پست رو هم با عشق تقدیم میکنم به همه ی عروس خانومایی که با دل جوونای مملکت بازی میکنن و دست آخرهم میرن عروس یه کله خر دیگه میشن !!!
..::یالان دونیا::..
سیِِِِِر تاریخی مهریه در گذر زمان
عصر شکار: 20 کیلو گوشت دایناسور، 40 کیلو گوشت اژدها.
نتیجه: دایناسورها منقرض شدند.
عصر کشاورزی: 24 دست تبر سنگی، 24 دست تیغه و داس جنگی.
نتیجه: افزایش قتل به دلیل دم دست بودن داس برای خانوم ها.
عصر فلز: 70 ورقه مسی، 50 تا خنجر مفرغی و سرگرز آهنی.
نتیجه: افزایش شکستگی سر مردان به دلیل تماس با گرز آهنی.
عصر بخار: 30 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس خانوم
نتیجه: کمبود آب و جیره بندی شدن آن.
عصر صنعت: 1 میلیون پول، 14 سکه طلا، یک اتومبیل و هرچی که با ص شروع میشد
نتیجه: بنا به درخواست آقایان تولید ژیان آغاز شد.
عصر کامپیوتر: هم وزن عروس خانم سکه طلا!!!
نتیجه: هرچی عروس خانوم مانکن تر باشد بهتر است.
نتیجه گیری کلی: بابا بگو نمیخوایم زن بهت بدیم دیگه… این کارها یعنی چی؟؟
عامل اصلی انقراض دایناسور ها===> عروس ها
عامل اصلی کشته شدن مردها===> عروس ها
عامل اصلی ناقص شدن مردها===> عروس ها
عامل اصلی کمبود آب در تابستان ها===> عروس ها
عامل اصلی افزایش ماشین های فرسوده در سطح شهر===> عروس ها
عامل اصلی افزایش چاقی و افزایش بیماری ها===> عروس ها
پ.ن ۱ :
روزگاری گمان میکردم اگر او را با غریبه ای ببینم دنیا را به آتش خواهم کشید ، ولی اکنون حاضر نیستم کبریتی روشن کنم تا ببینم او کجاست...
سلام سلام
امروز اینجا 2 تا تبلد داریم .....
یکی عشقم یعنی جوجوم......اون یکی هم بچه ام که بلاگمه.......!!!
پس به افتخارشون اون دست قشنگه رو بزنین...........شـــــلــــه .......
حالا
1
2
3
برو.......دست ...دست.....

به جواد پارتی جوجو و جادوگر خوش اومدین........
حالا همه با هم.....دســــــــــتـا بــالا.....همه می خونیم اینجا......اووو..اوووو.....
وایسین ببینم ....چرا دستاتون خالیه ؟؟؟!!!!
پس کادو هاتون کـــــــــــــــــــــوووووو ؟؟؟؟!!!!! هــــــا ؟؟!! مگه با شما ها نیستم ؟!
خجالت نمیکشین اومدین تولد کادو نیاوردین ؟؟؟
یالا ....همین الان برمیگردین خونتون.....بدوووو...زود باشین....بچه مگه با تو نیستم؟!
دست نزن خانوم......!!! کی کـــــــیـــــک رو انگشت زد ؟؟!!
مگه دستم بهش نرسه.....آقا مگه با تو نیستم....؟ بذار اون شیرنی رو......
...........خوبه والا..........!!
باشه حالا قـــــــهـــر نکنین ..... همه با هم بگین .....تـــــــولـــــــدت مــــــــبـــارک ....
گاو و الاغ و اردک ، كبریت و گاز و فندک ، جوجه و مرغ و لک لک ، تولدت مبارک !!!!!
جوجو حالاتو قلب من یه ساله شده....یکسال از آشنایی مون میگذره...یادته....اولین روز ....

من یادمه ....گوش کن...
3.....2.....1....برداشت آزاد !!!( 19/8/86 )
سکانس اول : 5 دقیقه تا شروع کلاس – به دنبال آزمایشگاه – حیران در سالن
(وضعیت عمومی: کمی استرس، فشار خون عادی، ضربان قلب کمی تند!)
کاملا عصبی .....و کلافه
( وضعیت چهره : شدیدا اخمو)
سکانس دوم : بالاخره آز 2 رو پیدا کردم – کلاس نقشه خوانی –دکتر جهادی
(وضعیت عمومی: افزایش استرس، فشار خون همینجوریا، ضربان قلب کمی تندتر!)
در صدد کنترل اعصاب....تقریبا ناموفق !!
(وضعیت چهره : نیش تا بنا گوش باز- چشمها وق زده ...کاسه مورد نظر گم شده...!!!)
سکانس سوم :پس از ورود به آز 2- کلاس در حال انفجار- عدم وجود صندلی برای من
(وضعیت عمومی: استرس زیاد، فشار خون وحشتناک، ضربان قلب: یک خط ممتد)
اعصاب در حالت انهدام
(وضعیت چهره : ملتهب – دندون قوروچه ی ملیح – کینه ای !!)

آقا کـــات.....!!!
اینجای ماجرا بود که چش تو چش شدم با جوجو و..... کورسوی امید در دلم روشن شد.......
تجسم جوجو : یه دوشیزه ی مهربون ....و مودب وآروم ، با دو تا چشم سیاه....کمی تا اندکی معنی دار!!!
دیدم صندلی بغل اش خالیه ....رفتم فضا.....با سرعتی برابر نور....یه چیزی تو مایه های ملق...خودمو رسوندم کنارش ..یه لبخند نمکی تحویلش دادم و گفتم : ببخشید اینجا جای کسیه ؟؟؟
جوجو : نه
من : آخ جان ....(اینو تو دلم گفتم ) ...
چه خوب !!!.....
چشمتون روز بد نبینه ....مملو در احساسات ملیحم بودم...و داشتم ذوق مرگ میشدم که برم سر صحبتو با جوجو باز کنم و کلی خوش به حالم بشه....که ییهووووووو....دوشیزه علیزاده خودشو پرت کرد اون وسط جامو گرفت.......!!!
من : نه.....مامااااااااااااااااااااااااااااان...
با هزار بدبختی یه صندلی از مغز کلاس تک زدم گذاشتم کنارشون نشستم.....هی می خواستم با جوجو حرف بزنم....این ریحان خانوم گوگولی کله شو میاورد جلو پوز من ....مانع میشد ....دلم می خواست بدمش دم لولو تا بخورش !!!

سکانس چهارم : کافه تریا دانشگاه – من درست کنار جوجو ღღ
(وضعیت عمومی: استرس به میزان قابل توجه، فشار خون غیر قابل توصیف، ضربان قلب: تالاپ ..تولوپ)
اعصاب کاملا آروم....در حال سیر و سلوک تو ابرا
جوجورو به کیک و چای دعوت کردم ...همش بین حرفاش شما شما میکرد ...شما اینطوری ...شما اونطوری
من : ( تو خودم ریسه میرفتم ) واقعا خیلی مرد بودم تونستم جلوش خودمو نگه دارم تا نترکم از خنده!!!
سکانس پایانی : اتوبوس برگشت به مشهد- من و جوجو – درست کنار هم – شب – بارون – جاده – عطر – حرفای عشقولانه و....و....و.....
(وضعیت عمومی: نه استرس نه هیچی، ضربان قلب: خطا! قلبی یافت نشد، چون بین جوجو و برو بچه ها تقسیم شد!) )
ارادتمند" پیشی همسایه" 
علایم گمراهنمایی !!! 
1 – با چنان سرعتی برانید که گویی پرواز میکنید !
2 – بعد از تـــصـــادف مرده را دفن کنید !!
3 – بگرد تا بگردیم ......
4 – از سمت راست بکوبید !
5 – اگه از سمت راست نشد ، از سمت چپ بکوبید !!
6 – در این شیب 10 درصد ماشین ها به مقصد می رسند !!!
۷– با این طرز رانندگی کار به جاهای باریک کشیده می شود ...!!
8 – محل عــــبـــور بچه ننه ها !!!!!
نیازمندیها 
پریسای عزیزم ، تولدت مبارک ، امیدوارم سال دیگر تو را "همـسـرعزیزم"صدا کنم !
(از طرف کامران ، فریبرز ، حسن ، تقی ، مسعود و دیگران !!!)
فوری....
به چند جاسوس خبره نیازمندیم تا محل سکونت همسر جدید اکبر آقا را به ما اطلاع دهد .
(از طرف سه همسر فعلی اکبر آقا)
به یک مجتبی جباری نیازمندیم !!
(کلیه ی فدراسیون های رزمی)
دندان مصنوعی دست دوم در حد آک موجود است!
(مال یه خانوم دکتر بوده باهاش می رفته مطب و بر می گشته!)
اقدس خانوم ،اینقدر دم خونتون کشیک مردم رو نکش !!.....
(از طرف جمعی از دختران دم بخت محله)
آخرین اخطار
به علت مفقود شدن پیچ رآکتور نیروگاه بوشهر افتتاح آن پروژه دچار تاخیر شده است ، هر کس برداشته خودش بیاورد !!!!!

سلام جیگولی بیگولی های بابا چطورین یا نه ؟ خوبین یا بهترین ؟
چـــــــــــــــــــــــــــــی میگین ؟؟؟
اگه حال منو بخواین ....که ای یه نفسی تو آسانسور سینه مون بالا و پایین میره ...شکر
ولی خودمونیم این یه ماهی که نبودم کلی اتفاقای جورواجور واسمون افتاد....
اول اینکه : یه شیرینی بهتون بدهکار شدم ....راستش هنوز خودمم باور نمی کنم ....اما....من.......!!!
من دارم.......!!!
روم نمیشه بگم....
نمی دونم چطوری اتفاق افتاد.....اولا فک میکردم یه حس زودگذره...خیلی زود یادم میره اما نرفت...روز به روز بیشتر میشد...تا اینکه متوجه شدم بلـــه خودشه !!! خود خودش ....همونی که اصلا انتظار اومدنشو نداشتم اومد ....اومد که واسه همیشه بمونه ...با اومدنش تب آورد....بی قراری آورد....درد و مرض و کوفت و ورم جیگر آورد....
حس داشتنش قشنگه ....یه جور خوش خوشانه قبل از بالا اومدن جون !!!! 
باشه باشه نزنین !!! خیلی خب الان میگم دیگه ....جونتون رسید به لبتون ؟؟؟ آهان درستش هم همینه ...حالا خوبتون شد ؟؟ چیه مگه ؟ من داره 20 سالم میشه ....طبیعیه....الان وقتشه دیگه مگه نه ؟؟؟
من دارم .....دارم دندون در می یارم ...اونم از نوع عــــقــــل !!!!! چیه پس ؟ فک کردین دارم ازدواج می کنم ؟؟هه هه هه زهی خیال باطل......آقا ما از این شانسا نداریم ؟؟؟ 
حالا بازم بگین کله ات پوکه ....بالا خونه ات رفته تعطیلات
...ولی خودمونیم عجایب هفتگانه شد 8 تا !!!
کی فکرشو میکرد منی که در تمام عمرم کسی یه حرف جدی ازم نشنیده !!! منی که هیچیم به آدمای معمولی نمی خوره ...!!! خیلی زشته ولی میگم : منی که تو حموم شامپو بچه میزنم به سرم ، چشام تا ته حلق ام میسوزه !!!
منی که شب احیاء کلی قهوه و نس کافه و کوفت و زهر مار می خورم تا بیدار بمونم اما بعد از نیم ساعت تو مسجد در ملا عام طاق باز ولو میشم در حالی که حلق ام طوری بازه که ته معده ام معلومه !!!
حالا دارم دندون عقل در میارم.....!!!
مورد بعدی اینکه خواهرم فاطمه 3 روز پیش عمل لیزیک کرده و حالا که چشماش خوب شده از چاله های کره ماه بگیر تا موهای تو دماغ منو به طور واضح میتونه بشماره ....تازه کلی خجالتم داد وقتی بهم گفت اه اه این جوش گنده چیه رو گونه ات ؟؟؟
الانم دوستش نسرین اومده بود دیدنش بعد منو که دید اینجوری رفتم تو سیستم !!! می خنده میگه : اینقد نشین جلو مانیتور ...پوستت خراب میشه !!!! حالا منو بگی می خواستم کله شو بکنم تو لوله بخاری ....دخترای حالا...!!!!

خدا عاقبت منو بخیر کنه رفتم دم اداره آموزش بگم چرا نمره ها هنوز نیومده تو سایت ....چند تا دختر یهو ریختن بیرون و هرهر کنان به همدیگه تسلیت میگفتن
.....یکیشون به من که رسید نیشش باز شد و 3 تا از انگشتاشو گرفته بود جلو چهره اش و بقیه بهش می خندیدن رفتم جلو پرسیدم بخشید فلسفه این 3 تا انگشت چیه اونوقت؟ خودش که از فرط خنده بنفش شده بود ولی دوستاش بهم فهموندن که نمره ریاضی شو 3 شده.....!!! بعد زده به مغزش
...بنده خدا انگار یه کم خل میزد...خیره خیره بهش نیگا کردم و بعد رفتم داخل دیدم نمره های ریاضی بالای میز خانوم حسینیه نفهمیدم چند صدم ثانیه طول کشید تا تقریبا تمام مشاعرمو از دست دادم ...فقط خدا میدونه که دوستای ظالمم چقد دستم انداختن......آخه کودوم احمقی تا حالا نمره ریاضیش شده 8/2 که منه گوگولی نفر دوم باشم...ای بگم لولو این خانوم حسینی رو بخوره خب دختر خوب نمره ها رو بده تو سایت ملت ضایع نشن این مدلی.....لامصب نمره ها با ادم حرف میزد
....فقط 5 نفر نمره قبولی آورده بودن...از در که اومدم بیرون متوجه فرحناز شدم که کماکان چهره شو پشت 3 تا انگشتش قایم کرده....و شده سوژه عموم....آه از نهادم در اومد ....داشتم به روز امتحان فک میکردم ...قبل جلسه کلی با بچه ها خندیدیم ...یادمه به جوجو میگفتم : جون تو هر چی تشریحی بدن می نویسم"صورت سوال اشتباه است " یا مثلا هر جا تو معادلات گیر کنم می نویسم " تعریف نشده " !!!! جوجو همش ریسه می رفت...!!! سر جلسه مورچه رفته بود تو لباسم جونم مرگ نفسمو بند اورده بود همش وول میخوردم
....استاده می خواست پرتم کنه تو حیاط !!!!
ولی خداییش خیلی سخت بود اون معادله های سگی رو خود فیثاغورث هم بلد نبود حل کنه اصلا ریاضی هم شد درس ؟؟!!!! غرق در افکار مضخرفم بودم که متوجه شدم دوستای فرحناز اونو ول کردن و دارن به قیافه ی آویزون من می خندن !!!! می خواستم بزنم له شون کنم جونم مرگ های بی ادبه سبک !!!!
تازه همشون هم از این آقادخترای سیبیل چنگیزی بودن !!!!!!!!!
پ . ن ببخشید یه اشتباه کوچولو صورت گرفته اخه من ۲۱ ساله شدم.....بابای بیست سالگی!!
تولدم مبارک 
خب راستش نمی دونم چی باید بنویسم.....ولی خیلی هیجان انگیزه.....!!!
اینکه بیست و یک سال پیش در چنین روزی یه جادوگر کپلوووو به دنیا اومد !!
چی شیرین !!! راستی شب تولدم کلی جایزه بهم دادن حالا حالاها بارمو بستم
خونواده پر جمعیت هم نعمتیه ها !!! راستی آجی فاطمه ام بهم یه جعبه سورپرایز
هدیه داده که البته وقتی بازش کردم نزدیک بود از ترس همه جارو به گند بکشم
حدس بزنین توش چی بود ؟؟؟؟؟!!!!! 
درست حدس زدین توش لولو بود.....!!!یه جادوگر لولو نما....با یه خنده ی وحشتناک
ییهو عین فنر پرید بیرون ...خب طبیعی دیگه منم جیغ زدم پرتش کردم دیگه.....
طبق معمول چهره ی ماهم شد سوژه کرکر ملت......!!! خدایا این شادی رو ازمون نگیر
عکسشو براتون میذارم البته دیر جنبیدم چشماش خاموش شد ...ولی شما بازم بترسین خب ؟!

پدر : این فرشته ی سـبــیـلــو
متاسفانه بسیاری از جوانان با وجود گذشت دو دهه از زندگی خود هنوز راه و رسم رفتار با پدر ، این فرشته ی سبیلو را نمی دانند!!
بیایید با رعایت نکات ساده زیر قدر شناس زحمات او باشیم :
هر روز صبح صمیمانه به پدر سلام کنید اما هیچ وقت نگویید: "چطـــوری پسر"
هرگز دستتان را داخل جیب شلوارپدرتان که از جالباسی آویزان است نکنید!(اما اگر پدرتان حساب پولهای داخل جیبش را ندارد ،اشکالی ندارد !!)
سعی کنید گاهی با پدرتان شوخی کنید اما لپش را نکشید ..!!
اگر پدر در مورد اینکه چرا شب دیر به خانه آمدید سوال کرد
هیچوقت نگویید "برو بابا، عشقمه دیر بیام "مودب باشید و بگویید :"بروید بابا ، دیر آمدن عشق من است "!!!
هر سال روز پدر جوراب هدیه ندهید ، زیرپوش هم برای رفع تنوع بد نیست!!
اگر وقتی دارید با پدرتان درد و دل میکنید او روزنامه می خواند،عقده ای نشوید
بالاخره خودتان روزی پدر می شوید و می توانید همین کار را با پسرتان بکنید و تخلیه روانی شوید.....!!!
پ.ن به هر کس که مینگرم در حسرت است ، در عجبم دنیا به کام کیست ؟ 
پ.ن خب دیگه این ترم هم به سلامتی ختم شد و ما هم کماکان در آتش انتظار می سوزیم تا ببینیم کی گند نمرات نجومی مان در می آید....
معذلک تا روز موعود از شر کمربند کمی تا قسمتی پهن و طویل آقای پدر ...
چلانده شدن توسط برادر ....
زخم زبان و لمس فشرده مادر......
و قر و اطوار
و دندان قوروچه ی خواهر....در امانیم....باشد تا رستگار شویم !!!
پ.ن ای بابا این چه وضعیه هنوز یه هفته نمیشه از خجالت مامانه در اومدیم ندا می یاد
که بدبخت شدیم چند روز دیگه روز پدره.....!!! تابستان امسال را باید تا انتها بسلفیم....
چون جدای اینها کل خاندانمان در تابستان متولد شده و با قدومشان دنیا را نورانی نمودند...حال اگر خانواده پر جمعیتمان را فاکتور بگیریم ...می ماند تولد 6 تا از رفیق های اسمی مان ....که مشمول قاعده فاکتور نمیشوند.....یعنی میشوند ولی اگر فاکتور شوند....(خدا این افکار شیطانی
را از ما دور کند!!!) ما نیز یا باید از ادامه زندگی صرف نظر کنیم
یا باید سالهای باقی مانده را به صورت علیل سپری کنیم ....
در نتیجه دندمان نرم ...دو چشممان نیز کــــــور....تابستان را از ابتدا تا انتها می سلفیم و دم هم نمیزنیم...!!!!به مردم چه که ما دانشجوییم و شهریه ی دانشگاه بابایمان را در آورده.... !!!!!!
نمی دانم چرا این گونه است؟!
وقتی نگاه عاشق کسی به توست
می بینی اما ، دلت بسته به مهر دیگری است . . .
بی اعتنا می گذری وعاشقانه به کس دیگری می نگری...

تست روانشناسی ازدواج....
1- مهریه همسرتان چقدر است ؟
الف) 25 شاخه گل
ب) 25تا سنگ پا
ج) کی داده ، کی گرفته ؟
د) سکه بهار آزادی به تعداد موهای دماغ باباش !!
2- شباهت بین مادر زن و مادر شوهر در چیست ؟
الف) هر دو کار عزرائیل رو تسریع می بخشن !
ب) هر دو رو با کلمه ( مادر جون ) میشه خــــر کرد !
ج) هر دو زیاد حرف میزنن ...
د) هیچوقت نمی میرن !!!
3- به نظر شما در صورت نبودن تهمینه ، رستم با کدامیک از کیس های زیر ازدواج میکرد ؟
الف) سودابه
ب) رودابه
ج) حـــنــا
د) جنیفر لوپز !!
4- اگر شوهرتان روز تولدتان را فراموش کند ، چکار میکنید ؟؟؟
الف) به جای کادوی تولدم ، مهریه ام رو به اجرا میذارم .
ب) تاریخ تولدم رو با میخ روی صورتش حکاکی میکنم !!
ج) روز تولدمو با روز هلاکتش یکی میکنم ...
د) روز تولدش ، توی آفتابه اش خرچنگ می اندازم !!!!!!
5- مناسبترین زمان برای بچه دار شدن چه هنگامی است ؟
الف) یک سال قـــبــل از ازدواج !!!(خطر: only for American)
ب) یکسال پس از ازدواج
ج) یکسال بعد از ازدواج دوم
د) N سال بعد از ازدواج N+1 ام (4 => N)
6- در معدود لحظات عشقولانه زندگی مشترک ، نسبت به همسرتان از چه جمله ای استفاده می کنید ؟
الف) I LOVE YOU…
ب) Do You Love me ?
ج) Joone maadaret Love me
د) Martike olagh !!!you should love me !!!!!

پ.ن قابل توجه دوستای گلم : من یه کوچولو غیبت دارم چون قراره این ترم روی اساتید محترم دانشکده رو با نمره های خفنم کم کنم ...
اوایل تیر برمیگردم و دوس دارم تا اون موقع که میام کامنتینگمو با نظرای ناناستون بترکــــــــونـــیــــن اوکی ؟!! چند تا چند تا نظر بدین تا وقتی میام کلی کیف کنم و خوش بحالم بشه ،
دوستون دارم... بابای

سلام و عليکم و رحمت الله و برکاته و یه سری چيزای ديگه !!!
چطورین رفیق رفقا....خوفین ؟!!! دماغتون چاقه انشاالله...!؟!؟
از دوستان عزیزی که لطف کردن و روز دانشجو ما رو آدم حساب نکردن و محل خر هم به ما
نذاشتن نهایت سپاسگذاری رو دارم...
قول داده بودم اپ بعدی اون روی خبیثمو واستون رو کنم اما الان میبینم که دوس دارم
باهاتون لـــــج کنم .... چیه ؟؟!! کسی اعتراضی چیزی داره بگه تا بیام
بتکونمش .... نبود...؟؟؟!! ....... نمی دونم چرا یه چند وقتیه می خوام بزنم پک و پوزه یکی
رو بیارم پایین ....یا حداقل بزنم یکیو علیل کنم این جیگرم خنک بشه...
تا حالا شده دندوناتونو با انگشتای شکسته از رو زمین جم کنین ؟؟؟!!!
ای بابا ........نمیدونم چرا اعصاب ندارم....بی خیال....
امروز اومدم تا از همه تون خداحافظی کنم
....سخته...اره اما باور کنین حسش نیس...
نمی دونم چرا دیگه باهاش هال نمیکنم....اصلا خستمه...
نمیدونم چه
وبم بترشه ؟!! بو ســـــــــگ گرفته این وب بیچاره...مخم پوکیده....شایدم داره کرم
میزنه....فک میکنم دچار روزمره گی شدم...بابا یه چیزی بگین... فهمیدم...یه نظر سنجی
از بروبچز باهال...چطوره ؟؟؟ اصلا می خوام شماها بهم بگین چی کار کنم.. باشه...؟
مثلا بهم یه سوژه توپ پیشنهاد کنین تا موضوع اپ بعدی باشه ....
بگین وبم تا حالا چطوری بوده واستون....یا این که دوس دارین از این به بعد چطوری باشه
؟؟ اصلا باشه یا تخته کنیم بریم پی کارمون ؟؟
یا مثلا بگین " دوباره طنز بنویسم و چرت و پرتای مضحک تحویل ملت بدم یا نه احساسیش
کنم و تریپ عاشقانه بردارم 
یا اینکه دوس دارین جفنگیات شخصی و خاطرات مضحک بچگی رو واستون بنویسم ....یا
پرش کنم از خزعبلاتی که تو دانشگاه تحویل استادامون میدیم ؟
همه چی بسته به نظر شماهاست ها.....حتی اگرم بخواین میتونم پست های طنز
بنویسم و خبرای تازه یا سوتی های ضابلومم پی نوشت کنم.....
یا این که مثلا هر دفه یه سوال خنده دار و جالب مطرح کنم شماها جواب بدین دور هم
بخندیم خوش بگذره.....راستی اگه کسی چیزی میخواد بگه در مورد من /
شخصیتم / یا سوالی چیزی داره بشتابه که الان وقتشه....شاید این اخرین باری باشه که
باهم حرف میزنیم...همکنون نیازمند پیشنهاد های سبزتان هستیم
الان دو تا امکان وجود داره یا با کمک شماها شنگول تر از همیشه میام وب و جک و بلاگفا
رو میترکونم یا واسه همیشه وبگردی و وبنویسی رو می بوسم میذارم
کنار....در هر صورت شماها نباید اینو فراموش کنین که من هر جای این دنیام که باشم به
اندازه ی تموم قدم هایی که تا حالا برداشتم دوستون دارم .....
امضا : ....." فــــلـــج مــادرزاد "......!!!

نکته : موضوعات بی ربط پیگیری شده و با کماندو به سراغ شان می رویم و به شان فحش
می دهیم. و در نهایت در آتش جهنم عذاب خواهند دید.
خواهران گرامی ! تنها به موضوعات پرسیده شده پاسخ دهند و از حاشیه جدا خودداری
کنند!!!
رعیص عداره ی مبارظه با مفاصد اجطماعی و حدایط مردم گمراح
اسکیزوفرنیــــایی ها بخوانند....
به خروستون آب طلا بدید تا تخم طلا بزاره
ــ خطاب به بند قبل : آخه سادیسمی ، مگه خروس تخم میزاره ؟
ــ خطاب به بند بالا : بتوچه روانی ، مگه فضولی؟
به مادرتون بگید دلمه درست کنه ، بعد فقط برگهاشو بخورید.
توی کفش دوستتون یک قورباغه کوچولو بندازید تا وقتی کفشو پاش کرد ، قورباغه له
بشه.
روز کارگر وقتی استاد اومد سر کلاس ، همه به احترام پاشید و بگید معلم عزیز روزت
مبارک! 
بجای پنیر پیتزا پلاستیک فشرده تو پیتزا بریزین و شاهد خوردن اون توسط عزیزانتان
باشید..
وقتي زنگ آيفونو ميزنيد و در رو واستون باز مي کنن دوباره زنگ بزنین و بگین: ممنون... باز
شد
دست یه نابینا رو که برای رفتن به اون طرف خیابون ایستاده رو بگیرین و به طرف جوی آب
راهنماییش کنید...
بعد همچین بینا میشه که بیا و ببین.
وقتي ميخوای تلویزون رو خاموش کني صداشو تا آخرين شماره ببر بالا تا نفر بعدي که مياد
روشن کنه برق از سه فازش بپره!
پ.ن بالاخره ثبت نام کردم....خیالم راحت شد....دانشگاش خیلی باحاله...یه ساختمون بزرگه که دم در ورودیش کلی پله میخوره....چشمتون روز بد نبینه...دفه اولی که داشتم این پله های ترقی رو طی میکردم....پام گیر کرد یهو نزدیک بود جلو خلق خدا با پــــوز برم تو زمین !!!
تو سالنم وقتی داشتم تاریخ کلاسامو یادداشت میکردم.....یکی از پسرا با صدای نسبتا مهیبی باد گلو زد...
.....هــرهر دخترا بود که ساختمونو میلرزوند...!!!
خدا اخرو عاقبت مارو با اینا به خیر کنه....!!!
پ.ن اینجا یه مشت بی تربیت لوس جم شدن منو دس میندازن....
وقتی خواهرم بیاد بگه فریمانیا با پارتی بازی محله شونو کردن " بــــخــــش " از بقیه چه انتظاریه...؟!!!
پ.ن همین خواهرم چند روز پیش دندون عقلش میخواست در بیاد...انقده خنده دار شده بود
منم کلی ضایعش کردم جیگرم خــنـــک شد...نگران اینم نیستم که یه روزی سر خودم بیاد...
چون وقتی تویه یه کله عقل نیس مطمئنم دندون عقلی هم در کار نیس !!!


سلام ......سلام
یه خبر توپ.....من قبول شدم....دیگه پشت کنکوری نیستم....هورا !!!
الانم تنها دغدغه ام گرفتن کارت دانشجوییه که دو ساله حسرتش به این جیگر من مونده.....
فک میکردم تو یکی از ده کوره های دارقوز آباد سفلی قبول میشم....ولی خوشبختانه تو یه شهرستان نزدیک مشهد
خودمون افتادم....(فریمان)....!!!
دیگه خدا بخواد میخوام خفن خـــــــــــر بزنم....کارشناسی رو با ابرومندی بگیرم.....
یه چیز دیگه من شنبه 24 به دنیا میام.....یعنی تبلد میشم....طفلی مامانم هنوز روحشم خبر نداره دو سه روزه دیگه منو به
دنیا میاره
ولی من خودم میدونم......آخه من یه جـــــــــادوگرم....
حالا دانشجویه شهر بزم میشم...راستی این هفته سیر تماس های تلفنی بود که دانشجو شدنمو تبریک میگفتن....اولیشم
رفیق فابم بود (خان خله) ..ایولی عزیز....
حجت الاسلامم پیامک زده میگه : دیشب خوابتو میدیدم ...داشتی پله های ترقی رو طی میکشیدی....!!!
میبینین ملت چطوری به سادگی یک اس ام اس گند میزنن به اوج رویای یه نفر.......
پ.ن راستی من یه کوچولو دیگه درگیرم شاید دیر به دیر بیام نت ولی با معرفتارو فراموش نمیکنم...از این به بعد هم
خبرای داغ رو زیر پست های طنزم پی نوشت میکنم...خب؟!
یک رژیم فوق العاده...
یک رژیم سریع السیر...
یک رژیم فوری فوتی !!!
بدون زحمت / ساده و بی دردسر/ با گارانتی 100% 
فقط کافیه قبل از رفتن به روی ترازو به موارد زیر عمل کنید :
ابتدا ناخن های دست و پا را بگیرید...
در صورت داشتن دندون مصنوعی اون رو از دهانتون در بیارید !!
اگه عینک یا لنز دارید بردارید....
آرایش صورتتان را کامــــــــــلا پاک کنید 
جوش های صورتتونو فشار بدید و حتی الامکان بترکونید.....
صورتتون رو بند بندازین (خانومها)یا اصلاح کنید (آقایون) !!! 
گلاب به روتون حتــــــــــــــمــــــــا به توالت مراجعه کنید..... 
اگه حموم بودین ، موهاتون رو سشوار بکشید ( آب هم وزن داره )....
در صورت امکان ، اصلا سرتون رو با تیغ بزنید.... !! 
بدن رو حسابی کیسه بکشید...(این مورد واسه پسرا معجزه میکنه....)
کف پاهارو با سنگ پا تمیز کنید
املاح و احشاء داخل گوشتون رو بیرون بکشید.... !!!
در صورت امکان آپاندیستونو عمل کنین
ابرو هارو تا جایی که امکان داره نازک کنید.....
چند تا فین محکم بکنید....تا جایی که دل و روده تون از اون تو در بیاد ...
دندان ها را مسواک کرده....و با نخ دندون باقیمانده سبزی را از لای دندونها خارج کنید
خلط سینه رو حتی المقدور خالی کنید (شرمنده)....
بدید دماغتون رو با عمل جراحی کوچیک کنن.... !!
با تمام نیرووووووووووووووووووو تـــــــــــف کنید .... .
حالا اماده هستید که با نهایت احتیاط روی ترازو باستید....سعی کنید که روی ترازو ، پاتون رو عقب تر بزارید....
تـــبـــریــــــک میــــــــگم وزنـــتـــــون کم شــــده !!!
چی ؟ نشده ......؟ ای بابا....... !! حتما ترازو خرابه.....
اصلا میدونی چیه ؟ میخوای وزنتو کم کنی که چی بشه ؟ همینجوری خوبه....
جدی میگم رفیق بهت میاد...
.( بابا مانکن )..... !!

طرز تهیه خورش ازدواج

مواد لازم : دختر: یک عدد
خواستگار : به میزان کافی
جهزیه : کمی تا قسمتی
طرز تهیه : ابتدا دختر را به دانشگاه فرستاده، نمک فیس و افاده به آن اضافه میکنیم سپس خواستگارها را داخل ظرفی میریزیم تا خیس بخورند ، بعد انها را غربال میکنیم تا بی پول ها یا کم پول ها رد شوند و فقط پولدارترین انها بماند . وقتی پولدارترینش ماند کلاه سرش میگذاریم تا کله اش خوب دم بکشد . سپس او را سر سفره عقد می گذاریم . حالا خورش آماده است....!!!

اگه کمی تا قسمتی با شخصیت من آشنا باشین متوجه میشین آدمی نیستم که راجبه خودم و کره خر بازیام حرف بزنم یا بنویسم......ولی خب دیگه آدما عوض میشن !!! البته بسته به شرایط.............
اگرم میبینین الان میخوام یه خورده از خودم آمار بدم همش به خاطر آبجی کوچولومه که لطف کرده منو دعوت کرده.....................میســــــــــــــــی ساجده جونم......
تنهــــــایـــی
راستش من همیشه از تنهایی میترسیدم ....از اینکه دورو بریام ـ دوس و رفیقام ترکم کنن وحشت دارم.....از اینکه یه روز بیاد و من کسیو نداشته باشم تا غصه های دل کوچولو موچولومو بهش بگم میترسم !!!
مــــرگ
از مرگم میترسم....خیلی خیلی هم میترسم......وقتی بهش فکر میکنم موهای بدنم سیخ میشه.....
وقتی یاد گناهایی که کردم میفتم....گریه ام میگیره.......هر وقت توبه میکنم خجالت میکشم.....چون یادم میاد اخرین باری که داشتم توبه میکردم به خدا قول دادم دیگه اون کارو نکنم.....ولی الان دارم واسه تکرار همون گناه توبه میکنم.....قربونت برم خدا جون چی دل بزرگی داری.....حالا واسه حق الله امید به بخشش خدا دارم.....اما با حق الناس هام چه کنم......
یه جایی یه جمله قشنگی دیدم....
خداوندا گیرم که تو از سر گنه در گذری ,,, زان شرم که دیدی که چه کردم چه کنم ؟
ازدواج
از ازدواج و عواقب بعدیشم میترسم.....از اینکه شکست بخورم.......از اینکه بعد از یه مدتی به خودم بیام ببینم همه زندگیمو باختم.....از اینکه احساس کنم دیگه طرف مقابلمو دوس ندارم.....یا اینکه بعد یه مدتی ازش خسته بشم میترسم.....یا برعکس.....یه روزی بفهمم من اونی نبودم که اون میخواسته......از این که تکراری بشم میترسم.....
سوسک و سگ
ایــــــــش چندش !!!
از ریخت نحس این دو تا هم به حد اعلا میترسم.....مخصوصا سوکس اونم نصفه شبا....!!!
پناه بر خدا......
سوکسای خونه ما اندازه بچه لاک پشتن لامصبای بی .......استغفر الله.....
یادمه اونروزی با دمپایی افتاده بودم دنبال یکیشون آی من بدو سوسکه بدو.....من بدو سوسکه بدو....هیچی دیگه همه توانمو جم کردم تو دمپایی همچین زدم که اگه به الاغ میزدی تا یه هفته می خوابید....حالا دمپایی رو برداشتم ببینم با چه ژستی عکس برگردون شده....یهو میبینم پرو خر پاشده داره بدوبدو فرار میکنه.....لامصبا سرعتشون با سرعت نور برابری میکنه....هیچی دیگه آخر کاری یه پاشو با نوک دمپایی کندم....با بقیه پاهاش در رفت !!!!!
تصـــــادف
از این یکی که دیگه حسابی میترسم........از اینکه یه روزی کله ام بره زیر کمپرسی بترکه بگه بووووووم میترسم
از اینکه یهو وسط خیابون جنازه شم میترسم.....از اینکه زیر چرخ ماشینا کتوپر بشم بپاشم به در و دیوار میترسم
گلاب به روتون.....میترسم ....مثه سـگ !!!
البته فقط همینا نیس : عزرائیل/جنازه/جن/کوسه/شب اول قبر/غرق شدن/خودکشی/آینـده ...!!!
حالا کسایی که به این بازی دعوتشون میکنم :
ضد حال های اینترنتی 
میری توی یه وبلاگی میبینی موزیک قالبش آهنگ شماعی زاده ست...!

یه فایل zip دانلود میکنی به جز آنفلوآنزای مرغی تمام ویروس ها توش هستن!! 
تو جستجوگر عکس گوگل ، تایپ میکنی ( کرگــــــدن ) عکس خودت رو پیدا میکنه ...!!!
میری تو یه سایتی اونقدر دنبال یه لینک میکنی تا آخرش مخت هنگ میکنه....
سایتت رو با هزار بدبختی تو گوگل ثبت میکنی وقت جستجو می افته صفحه 111400 !!!
روی لینک فقط بالای 18 سال
کلیک میکنی میری تو سایت عمو پورنگ !!!!!!

سهراب سپهري 
هر کجا هستم، باشم به درک!
من که بايد بروم!
پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين، مال خودت!
من نمي دانم نان خشکي چه کم از مجري سيما دارد! 
تيپ را بايد زد! جور ديگر اما...
کار را بايد جست. کار بايد کم و راحت باشد!
فک و فاميل که هيچ... با همه مردم شهر پي کار بايد رفت
بهترين چيز اتاقي است که از دسته چک و پول پر است!
پول را زير پل و مرکز شهر بايد جست!
سيد خندان يه نفر!
سوئيچم کو؟
چه کسي بود صدا کرد زورو؟
فکر کنم کمی تا قسمتی گند زدم به ادبیات سهراب . . . !
فرق مرد با سگ چیه ؟ سگ به فرش گند میزنه ولی مرد به زندگی ...! 
فرق باطری با مرد چیه ؟ باطري اقلا يک قطب مثبت داره ولي هيچ چيز مثبتي نداره...! 
مردها مثل « سيمان » هستند . وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا
بكني !!
مردها مثل « طالع بيني مجلات » هستند . هميشه به شما ميگن كه چه بكنيد
و
معمولاً 
مردها مثل « جاي پارك » هستند خوب هايشان قبلا" اشغال شده و آنهائي كه باقي مانده
اند یا به درد نمی خورن یا جلوی در منزل مردم ان....!!!!

پیش به سوی مازوخیسم 
1- توی دستشویی عمومی نیم ساعت بمونین و هیچ کاری نکنین.
2- سر امتحان کتبی آزمون رانندگی از جناب سرهنگ بپرسین که سر آزمون کیک میدن؟!
3- زنگ در خونه مردم رو بزنین و همون جا وایستین! 
4- ساعت 2 نصفه شب SMS بزنین که آخرین دفعه که رفتی دستشویی شیر آب رو باز گذاشتی. 
5- تابلو های سرویس بهداشتی خواهران و برادران رو در دانشکده عوض کنید.
6- توی توضیحات فرم درخواست استخدامی یک شرکت بنویسین که با مدیر عامل شرکت خیلــــــــی حال نمی کنین !!
7- لاستیک ماشین همکلاسیتون رو (البته دختر باشه ها!)پنچر کنید و بعد هم لاستیک ماشین رو براش عوض کنید. 
8- وقتی اساتید دانشکده دارن با ماشینشون از کنارتون رد میشن دستتون رو بلند کنید و داد بزنید «آقا دربست»!!!
9- توی کلاس درس وقتی استاد اسمتون رو خوند نگین حاضر ،تا غیبت بخورین بعد کلاس با بچه ها کلی بخندین !
10- هنگام شرکت در مراسم ترحیم بعد از عرض تسلیت به صاحب عزا ازش بپرسید :«جوک جدید چی داری؟!»
تبریک میگم الان شما مازوخیسم دارید !!!
دلم واسه پسرا میسوزه ...می پرسی چرا؟ 
خب واسه اینکه وقتی به دنیا می آن.........همه حال
مامانشونو می پرسن !!! 
وقتی ازدواج میکنن......همه میگن چه عروس خوشگلی !!!
و وقتی هم که به سلامتی میمیرن....
اگه مجـــــــــــــــــرد باشن ...میگن بیچاره مادرش !!
و اگه متـــــــــــــــــــأهل باشن ....میگن بیچاره زنش !
برنارد شاومیگه: مرد تنها موجودیست که چندین بار گول میخورد....
و زن تنها آفریده ایست که به خوبی از عهده این کــــــار بر می آید...!!!
اگر اونقدر احمق باشین که بخواین خودکشی کنین کودون راه رو انتخاب میکنین؟ 

خودسوزی......!!! خودکشی به روش های فوق...
پسرا لباسهاشونو چطوری دسته بندی می کنن؟
کثیف..... 
کثیف اما قابل پوشیدن !
چرا جنس خشن ( مردها )دارای وجدان پاکی هستند؟
چون هیچ وقت از آن استفاده نمی کنند...!! 
دو دلیلی که مردها به خاطر آنها به مسایل کاری فکر نمی کنند؟
فکری ندارند........
کاری ندارند........ 
برای درست کردن پاپ کورن به چند مرد نیاز است؟ 
سه مرد !!! یک نفر که ماهی تابه را روی گاز نگه داردو دو نفر دیگر
که گاز را تکان بدهند تا گرما به تمام سطوح ماهی تابه برسد!!...
چرا هیبنوتیزم و روانکاوی در مردها سریعتر از خانم ها امکان پذیر
است؟ چون در اینجور مواقع باید ذهن را به دوران کودکی بازگرداند..
خب ، مردها که همانجا هستند..!!! 
قابل توجه آقایون...........!!! 
یک پیام بهداشتی : تنها نشانه مردانگی شما سبیل شماست ...
در حفظ و نگهداری ان کوشا باشید..!!!!
تنها عموم ما رو واسه همیشه تنها گذاشت....
خیلی سخته باور کنم ....که دیگه نیست...دیگه ندارمش
حالا دیگه.....
ابرهای همه عالم در دلم می گریند 
اسمش ( بدیل ) بود...یادم می یاد چون عموی ناتنی مون بود....
بهش می گفتیم : عمو بدلی........!!!
* روحش شاد *![]()
ديشب خواب ديدم اونم چه خوابي... حالا گوش کن تا تعريف کنم خواب ديدم مرديم و داريم ميريم بهشت
... توي راه تو خسته شدي و من کولت کردم
... سر پل صراط که رسيديم
من خسته شدم و تو منو کول کردي... دم در بهشت که رسيديم نگهبان گفت خرت رو ببند دم در و بيا داخل!!!!


اگر در شرایطی سخت مجبور باشید سوسک بخورید...چه طور درست اش می کنید؟
1) اونو آب پز می کنید چون نمی خواید ویتامین هاش از بین بره....!
2) ابتدا چشای سوسکه رو در می یارید..تا نبینه دارین اونو می خورید...! سپس چشای خودتونو می بندین تا نبینین دارین سوسک می خورین!!
3) كله ...بال ها....پاها و دستاشو می کندین ، بعد قورتش میدین !( حالا خام یا کبابی فرقی نمی کنه) !!!
4) شكمشو خالی می کنین، بعد سرخ می کنین، و اطرافشو کلی تزئین می کنین تا قیافه نحسش زیاد جلب توجه نکنه...! اونوقت با سس قارچ و نوشابه میل می کنید!!!
5) می ذارینش تو کاغذ بعد مچاله میکنید و با آرامش تمام اونو قورتش میدین ... !!
( روش دخترونه ) !!!!!!
6) چون خیلی راحت طلب هستین ، همونجوری لای دندوناتون له اش میکنید( روش پسرونه ) !!!!!!!!
تا حالا فکر کردین چرا پسرا از لوازم آرایشی استفاده نمی کنن؟
خب معلومه چون یه ضرب المثل اسپانیولی هست که می گه شستن خر حروم کردن صابونه....! 
می دونید چرا خدا شیطون رو از دستگاهش بیرون کرد؟
چون وقتی مرد رو آفرید دیگه شیطون از چشمش افتاد.....! 
تا حالا به این فکر کردین چرا ننه حوا خوشبخت بود؟
چون شوهرش آدم بود 
حالا با همه این اوصاف شما بگین آیا هنوز هم انرژی هسته ای حق مسلم ماست؟؟؟



جوش غرور جوانی شما را به دو روش درمان می کنیم :
1) از بین بردن غرور 
2) از بین بردن جوانی
یک مرد در آینه چه می بیند ؟ 
چشم و ابرومو نگو که بیست بیسته !
حالا یه کم ابروهام پر پشته و چشمام ریز....!!!
اگه ابروهام پر پشت نباشه که می شیم ضعیفه....
مژه هم که توی قیافه تاثیری نداره...!
دماغو بگو ، عین گوشت کوبیده ،آدم یاد غذاهای سنتی می افته...
چه قشنگ..........!!!
شمسی خانوم می گه: انگار با دمپایی زدن روی لب هات....
بی خود می گه ، اینو می گه که برم دختر ترشیده شو بگیرم ! 
موهام هم فرفریه ...چیه ؟
مثل سوسولای امروز نیست که با یه من تف نگه اش دارم...!
هیکلم که آرنولده «اگه شکمو ندیده بگیری»...!
از قدیم گفتن مرد باید مرد باشه ، چاق و بد اخلاق باشه....!!!!!
نتیجه گیری روان شناختی :اعتماد به نفس کاذب در پسران......!!! 
نتیجه گیری پزشکی : این مرض در پسران مسری است و درمانی ندارد......



